نرخ ارز در اقتصاد ایران فقط یک قیمت نیست؛ علامتی است از اختلاف تورم داخلی و خارجی، از تراز پرداختها و از انتظارات مردم. وقتی این علامت با دستور ثابت نگه داشته میشود، اطلاعاتش از بین نمیرود، بلکه به بازارهای دیگر منتقل میشود؛ به سکه، به مسکن و به قیمت کالاهای وارداتی.
هزینه پنهان ارز ارزان
ارز ترجیحی و نرخهای دستوری در ظاهر برای حمایت از مصرفکننده است، اما تجربه نشان داده بخش بزرگی از منفعت آن به واردکنندگان و واسطهها میرسد. هر واحد فاصله میان نرخ رسمی و آزاد، انگیزهای برای کماظهاری صادرات و بیشاظهاری واردات میسازد.
قیمت را میشود با دستور ثابت نگه داشت، اما کمیابی را نمیشود؛ کمیابی از جای دیگری بیرون میزند.
راه پایدار، کاهش تورم از طریق مهار کسری بودجه و رشد نقدینگی است، نه جنگیدن با دماسنج. تا زمانی که ریشهها درمان نشود، هر دوره تثبیت دستوری با جهشی بزرگتر به پایان میرسد.