اخبار و تحلیل اقتصاد، سیاست و کسب‌وکار

درس‌هایی از سه دهه نظام چندنرخی

چرا سرکوب نرخ ارز جواب نمی‌دهد

هر بار که فاصله نرخ رسمی و آزاد ارز بیشتر شده، سیاست‌گذار با دستور و بخشنامه سراغ قیمت رفته است. نتیجه تقریباً همیشه یکی بوده: رانت برای گروهی محدود و جهشی بزرگ‌تر در دوره بعد.

اشتراک:
دماسنجی که وزنه‌ای سنگین روی آن فشار می‌آورد

طرح: سکان‌بازار

دیدگاه‌های این یادداشت متعلق به نویسنده است و لزوماً نظر سکان‌بازار نیست.

نرخ ارز در اقتصاد ایران فقط یک قیمت نیست؛ علامتی است از اختلاف تورم داخلی و خارجی، از تراز پرداخت‌ها و از انتظارات مردم. وقتی این علامت با دستور ثابت نگه داشته می‌شود، اطلاعاتش از بین نمی‌رود، بلکه به بازارهای دیگر منتقل می‌شود؛ به سکه، به مسکن و به قیمت کالاهای وارداتی.

هزینه پنهان ارز ارزان

ارز ترجیحی و نرخ‌های دستوری در ظاهر برای حمایت از مصرف‌کننده است، اما تجربه نشان داده بخش بزرگی از منفعت آن به واردکنندگان و واسطه‌ها می‌رسد. هر واحد فاصله میان نرخ رسمی و آزاد، انگیزه‌ای برای کم‌اظهاری صادرات و بیش‌اظهاری واردات می‌سازد.

قیمت را می‌شود با دستور ثابت نگه داشت، اما کمیابی را نمی‌شود؛ کمیابی از جای دیگری بیرون می‌زند.

راه پایدار، کاهش تورم از طریق مهار کسری بودجه و رشد نقدینگی است، نه جنگیدن با دماسنج. تا زمانی که ریشه‌ها درمان نشود، هر دوره تثبیت دستوری با جهشی بزرگ‌تر به پایان می‌رسد.

برچسب‌ها:
درباره نویسندهدبیر سرویس اقتصاد

دبیر سرویس اقتصاد سکان‌بازار؛ پیگیر سیاست‌های پولی، بودجه و بازار ارز. پیش از این در سرویس اقتصادی چند روزنامه سراسری فعالیت کرده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید